سه شنبه 17 آذر 1388
لاشخور (فرانتس کافکا)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
لاشخور
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: سید سعید فیروزآبادیلاشخور به پاهایم نوك میزد. پوتینها و جورابهایم را پاره كرده بود و به خود پاهایم نوك میزد. یكسره ضربه میزد، بعد با ناآرامی چندبار در هوا پیرامونم چرخی میزد و به كارش ادامه میداد. مردی از كنارم گذشت، لحظهای به من نگریست و پرسید كه چرا در برابر این لاشخور صبر پیشه كرده ام. گفتم: «بی دفاعم. لاشخور به سراغم آمد و شروع به نوك زدن كرد، میخواستم او را برانم، حتی كوشیدم خرخره اش را بگیرم؛ اما خیلی قوی است، میخواست به صورتم بپرد. من هم با رضایت كامل پاهایم را فدا كردم. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
سید سعید فیروزآبادی ،
داستان کوتاه خارجی ،
سه شنبه 17 آذر 1388
دست بردار ! (فرانتس کافکا)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
دست بردار
!
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: سید سعید فیروزآبادی
سحر بود و خیابانها پاكیزه و خلوت، در راه رفتن به ایستگاه راه آهن بودم. همین كه ساعت برج را با ساعتم مقایسه كردم، دریافتم كه از آنچه فكر میكردم، دیرتر شده بود. باید شتاب میكردم، هراس این كشف، مرا در ادامه ی راهم نامطمئن میساخت، هنوز شهر را خوب نمیشناختم، خوشبختانه پاسبانی در آن نزدیكی بود، به سویش دویدم و نفس نفس زنان نشانی را از او پرسیدم. تبسمی بر چهره اش نقش بست و گفت: «از من نشانی میپرسی؟» گفتم: «بله. آخر نمیتوانم آنجا را بیابم.» پاسبان گفت:« دست بردار، دست بردار!» بعد با جهشی بلند همچون كسانی كه میخواهند در تنهایی بخندند، از من روی گرداند.
برگرفته از: دنیای سخن -
شماره 84
حروفچین: شهاب
لنکرانیبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
سید سعید فیروزآبادی ،
داستان کوتاه خارجی ،
دنیای سخن ،
تبلیغات 

