ماجرای گند (آنتون پاولوویچ چخوف)
ماجرای
گند
نویسنده:
آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ
استپانیان
ضیافت رقصی ترتیب داده شده بود. غرش موسیقی به عرش اعلا میرسید، شمعهای کلیة چلچراغها روشن بود، مردهای جوان دچار افسردگی نمیشدند، دوشیزه خانمها نیز از زندگی لذت میبردند. جماعت، توی سالنها میرقصید، مردها در اتاقها ورقبازی میکردند، توی بوفه بساط میگساری به راه بود و توی کتابخانه نومیدانه اظهار عشق میکردند. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
تهیه کننده در زیر کاناپه (آنتون پاولوویچ چخوف)
تهیه کننده در زیر کاناپه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
کمدی «تعویض لباس» بر صحنه بود. هنرپیشه ای جوان و خوش بر و رو به اسم کلاودیا ماتویینا دولسکایا کائوچوکوا که تمام وجود خود را با شور و اشتیاق به هنر مقدس بازیگری تئاتر وقف کرده بود، دوان دوان وارد رختکن خود شد، لباس مخصوص کولی ها را از تن درآورد تا در یک چشم به هم زدن لباس مخصوص سوارکاران را بپوشد. این بازیگر خوش قریحه از آنجا که مایل نبود لباسی که می پوشد چین و چروک اضافی داشته باشد تصمیم گرفت سراپا لخت شود و .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
بی عرضه (آنتون پاولوویچ چخوف)
بی عرضه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
چند روز پیش ، خانم یولیا واسیلی یونا ، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق کارم دعوت کردم. قرار بود با او تسویه حساب کنم. گفتم:
ــ بفرمایید بنشینید یولیا واواسیلی یونا! بیایید حساب و کتابمان را روشن کنیم … لابد به پول هم احتیاج دارید اما ماشاءالله آن قدر اهل تعارف هستید که به روی مبارکتان نمی آورید … خوب … قرارمان با شما ماهی ۳۰ روبل …
ــ نخیر ۴۰روبل … ! .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
محاکمه (آنتون پاولوویچ چخوف)
محاکمه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
کلبه ی کوزما یگورف دکاندار. هوا گرم و خفقانآور است. پشهها و مگسهای لعنتی، دستهدسته دم گوشها و چشمها، وزوز میکنند و همه را به تنگ میآورند... فضای کلبه ، آکنده از دود توتون است اما به جای بوی توتون، بوی ماهیشور به مشام میرسد. هوای کلبه و قیافه ی حاضران و وزوز پشهها، ملال و اندوه میآفریند. میزی برزگ؛ روی آن، یک نعلبکی با چند تا پوست گردو، یک قیچی، شیشهای کوچک محتوی روغن سبز رنگ، چند تا کلاه کاسکت و چند پیمانه ی خالی. .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
یک دست و دو هندوانه (آنتون پاولوویچ چخوف)
یک دست و دو هندوانه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
ساعت دیواری، ظهر را اعلام کرد. سرگرد شچلکولوبف (1)، مالک هزار جریب زمین زراعتی و یک همسر جوان، کلة نیمه طاس خود را از زیر شمد چیتی درآورد و بلندبلند ناسزا گفت. دیروز،هنگامی که از کنار آلاچیق رد میشد، صدای زن جوان خود، کارولینا کارلونا را با جفت گوشهایش شنیده بود که با لحنی به مراتب مهربانتر و خودمانیتر از معمول، با پسر عموی تازهواردش گرم گفتوگو بود. او شوهر خود را « گوساله» مینامید و میکوشید ثابت کند که .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
تبلیغات 
