تبلیغات
داستان کوتاه ..... ..... ..... ..... ..... ..... ..... داستان کوتاه - مطالب ابر ریچارد براتیگان
دوشنبه 17 خرداد 1389

بادِ زمینی (ریچارد براتیگان)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،داستانک ،ریچارد براتیگان ،محمد میرزاخانی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بادِ زمینی

نویسنده: ریچارد براتیگان

برگردان: محمد میرزاخانی

کانون داستان کوتاه پاکدلان - ریچارد براتیگان

      سال‌های سال یک داستان‌نویسِ ژاپنی را تحسین می‌کردم و به خواهشِ من، یک نفر این قرار ملاقات را میان من و او آماده کرد. ما الان در یکی از رستوران‌های توکیو مشغول غذا خوردن هستیم. داستان‌نویس، یک‌دفعه، دستش را به طرف کیفی که همراهش آورده بود دراز کرد و یک عینک آفتابی از آن بیرون ‌آورد و به چشم زد.

     حالا: ما دو نفر روبه‌روی هم نشسته‌ایم و او عینکی آفتابی بر چشم دارد. همه‌ی رستوران دارند ما را نگاه می‌کنند. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، داستانک ، ریچارد براتیگان ، محمد میرزاخانی ، Richard Brautigan ، تارنمای جن و پری ، داستان کوتاه خارجی ، بادِ زمینی ،

یکشنبه 16 خرداد 1389

سرجوخه (ریچارد براتیگان)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،اسدالله امرایی ،ریچارد براتیگان ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سرجوخه

نویسنده: ریچارد براتیگان

برگردان: اسدالله امرایی

کانون داستان کوتاه پاکدلان - ریچارد براتیگان

      روزگاری‌ دلم‌ می‌خواست‌ ژنرال‌ شوم. سالهای‌ اول‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ كه‌ درتاكوما به‌ مدرسه‌ ابتدایی‌ می‌رفتم، بسیج‌ عمومی‌بازیافت كاغذ راه‌ انداخته‌ بودند كه‌ همه‌ چیزش‌ به‌ ارتش‌ شباهت‌ داشت.

     خیلی‌ جالب‌ بود و كارها را اینطور تقسیم‌ كرده‌ بودند: اگر بیست‌ و پنج‌ كیلو كاغذ تحویل‌ می‌دادی‌ سرباز می‌شدی، با حدود سی‌ و پنج‌ كیلو كاغذ سرجوخه. پنجاه‌ كیلو كاغذ به‌ نوار سرگروهبانی‌ ختم‌ می‌شد. هر چه‌ وزن‌ كاغذ بالا می‌رفت‌ درجه‌ اعطایی‌ ارتقا می‌یافت، تا آنكه‌ به‌ ژنرالی‌ می‌رسید. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ریچارد براتیگان ، اسدالله امرایی ، Richard Brautigan ، تارنمای جن و پری ، داستان کوتاه خارجی ، سرجوخه ،

Share |