جمعه 3 اردیبهشت 1389
لبخند (ری داگلاس بردبری)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
لبخند
نویسنده: ری داگلاس بردبری
برگردان: پرویز دوایی
در میان شهر کوچک از صبح زود ساعت پنج صف تشکیل شده بود. در دور دستِ بیابانِ برفک نشسته خروسها میخواندند و هیچ کجا نشانهای از آتشی نبود. اطراف، همهجا، میان ویرانهها و لابهلای بقایای ساختمانها، تکههای مه چسبیده بود که حالا با اولین روشنایی ساعت هفت صبح داشت پراکنده میشد. در جاده، از دور، افرادی، دو تا دو تا و سه تا سه تا و گروههای بیشتری داشتند پیش میآمدند که برای جشن و بازار روز در میدان جمع شوند. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
ری داگلاس بردبری ،
Ray Douglas Bradbury ،
پرویز دوایی ،
ماشین های کلیمانجارو ،
داستان کوتاه خارجی ،
لبخند ،
تبلیغات 

