تبلیغات
داستان کوتاه ..... ..... ..... ..... ..... ..... ..... داستان کوتاه - مطالب ابر داستان کوتاه پارسی زبان
یکشنبه 25 مهر 1389

بعد از ظهر آخر پاییز (صادق چوبک)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،صادق چوبک ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بعد از ظهر آخر پاییز
نویسنده: صادق چوبک



     آفتاب بی‌گرمی و بخار بعد از ظهر پاییز بطور مایل از پشت شیشه‌های در، روی میز و نیمکت‌های زرد رنگ خط‌‌مخالی کلاس و لباس‌های خشن خاکستری شاگردها می‌تابید و حتی عرضه آن را نداشت که از سوز باد سردی که تک‌وتوک برگ‌های زغفرانی چنارهای خیابان و باغ بزرگ همسایه را از گل درخت می‌کند و در هوا پخش و پرا می‌کرد، اندکی بکاهد.
     شاگردها با صورت ترس آلود و کتک خورده شق و رق، ردیف پشت سر هم نشسته بودند و با چشمان وق زده و منتظر خودشان به معلم نگاه می‌کردند. ساختمان قیافه‌ها ناتمام بود و مثل این بود که هنوز دست‌کاری خالق را لازم داشتند تا تمام بشوند و مثل قیافه پدران‌شان گردند.
.....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، صادق چوبک ، خیمه شب بازی ، وب گاه دیباچه ، بعد از ظهر آخر پاییز ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

سه شنبه 20 مهر 1389

بدزخم (اعظم ایرانشاهی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،اعظم ایرانشاهی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بدزخم
نویسنده: اعظم ایرانشاهی


    دکتر می گوید دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را تنگ کرده بودی
    دندانم مقاومت می کند، لثه ام هم. نمی خواهند از هم جدا شوند، بعد این همه سال ریشه دواندن و همسایه بازی... . .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، اعظم ایرانشاهی ، خردنامه همشهری ، همشهری ، بدزخم ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

سه شنبه 20 مهر 1389

حسابدار (علی به پژوه)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،علی به پژوه ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حسابدار
نویسنده: علی به پژوه


    دیگر برای حساب کردن چیزی برایش باقی نمانده بود؛ جز گلوله های تفنگش که سه تا بود و یکی اش هم کار را راه می انداخت.


برگرفته از: خردنامه همشهری - ویژه نامه داستان - همشهری داستان (کتاب هشتم) - خردادماه 1389

حروف‌چین: ام اچ پی



برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، علی به پژوه ، خردنامه همشهری ، همشهری ، حسابدار ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

پنجشنبه 17 تیر 1389

ایستگاه (زهره تمیم داری)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،زهره تمیم داری ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایستگاه

نویسنده: زهره تمیم داری


   خیلی خوشحال شدم وقتی رسیدم ایستگاه و دسته گل رز صورتی را جلوی صورتش دیدم. عشق باید کلاسیک باشد. با آداب و رسوم کامل این را خودم چند بار به اش گفته بودم.

    من دستکش تور داشتم و او یک کت و شلوار فاستونی با یک گل کوچک روی سنجاق کراوات. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، زهره تمیم داری ، خردنامه همشهری ، همشهری ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

چهارشنبه 16 تیر 1389

باز و بسته (مونا تاروردی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،مونا تاروردی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باز و بسته

نویسنده: مونا تاروردی


   بهار است. دست کوچکم در دست مادر، راه می رویم و گل های حیاط را تماشا می کنیم. به یکی از گل ها که می رسیم، می ایستد، خم می شود و می گوید: «این گل میمونه. نگا کن...». انگشت شست و سبابه اش را دو طرف گلبرگ ها می گذارد و کمی که فشار می دهد دهان میمون باز و بسته می شود. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، مونا تاروردی ، خردنامه همشهری ، همشهری ، باز و بسته ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

سه شنبه 15 تیر 1389

زاویه دید (نسیم صباغان)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،نسیم صباغان ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زاویه دید

نویسنده: نسیم صباغان


   پدر مگسک تفنگ را روی کبوتر تنظیم کرد و آن را دست پسرش داد: «اگه بتونی اون جوجه کبوتر رو بزنی همین امشب برات یک تفنگ می خرم که مال خودت باشه». پسربچه تمام حواسش را جمع کرد و شلیک کرد. تیر به خطا رفت و جوجه کبوتر از روی شاخه پرید. مرد دستی به پشت پسر زد: «نه! هنوز بزرگ نشدی». .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، نصیم صباغان ، خردنامه همشهری ، همشهری ، زاویه دید ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

جمعه 3 اردیبهشت 1389

حسود (محمد مبینی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،محمد مبینی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حسود

نویسنده: محمد مبینی


برداشتی آزاد از آیات 27 تا 31 سوره مائده



    ظاهرا زیر بار نرفته بود که برادرش جانشین بشود و ادعا کرده بود که لیاقتش بیشتر از اوست. به همین دلیل وقتی با پیشنهاد «امتحان» مواجه شد، چاره ای ندید جز اینکه قبول کند. در امتحان که رد شد، باز کوتاه نیامد؛ برادرش را به قتل تهدید کرد و شنیدم که گفت: «می کشمت! ... شک نکن». برادرش اما جواب داد: «من دست روی تو بلند نمی کنم؛ من از خدا می ترسم، تو هم آتش جهنم را برای خودت نخر». .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، محمد مبینی ، همشهری داستان ، همشهری ، حسود ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

جمعه 3 اردیبهشت 1389

به خاطر پول (یوسف مهدوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،یوسف مهدوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به خاطر پول

نویسنده: یوسف مهدوی


   مرد توی راهرو از کنار سلول های دیگر رد می شد و به طرف اتاق خودش می رفت. دسته ای پول را هم توی دستش گرفته بود و می شمرد. چند ماهی بود گرفتار زندان شده بود به خاطر بدهی ای که بالا آورده بود. دیگر داشت کم کم عادت می کرد به بیکاری زندان، سیگار کشیدن های پی در پی هم سلولی ها، دلتنگی های گاه و بی گاه برای دخترش، سوسوی شبانه چراغ خانه های مردم و خیلی چیزهای دیگری که تجربه اش را هیچ وقت نداشت. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، یوسف مهدوی ، همشهری داستان ، همشهری ، به خاطر پول ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

دوشنبه 9 فروردین 1389

مسؤولیت (نسیم صباغان)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،نسیم صباغان ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مسؤولیت

نویسنده: نسیم صباغان


   مرد روبه‌روی زنی که روی نیمکت پارک نشسته بود ایستاد و گفت: «به هر حال اگر ناراحت هم شوید برای من مهم نیست؛ حتی اگر به من بگویید فضول. چون متأسفانه من در برابر آدم‌های اطرافم خیلی احساس مسؤولیت می‌کنم تا جایی که خیلی‌ها به من می‌گویند فضول. گاهی جان خودم را هم به خطر می‌اندازم چون احساس می‌کنم ما در برابر مردم بسیار مسؤولیم ...». .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، نسیم صباغان ، همشهری داستان ، همشهری ، مسؤولیت ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

سه شنبه 6 بهمن 1388

مگسک (حسینعلی جعفری)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،حسینعلی جعفری ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مگسک

نویسنده: حسینعلی جعفری


   سروان نامه محرمانه فرماندهی را تا کرد و گذاشت توی جیب لباس پلنگی اش و از سنگر زد بیرون. خط آرام بود و آفتاب عمود می تابید. رفت سمت سنگر کمین. سرباز دستش را برد تا لبه کلاه آهنی.

   گفت: «چه خبر؟»

   سرباز گفت: «خیلی آرامه، قربان! شاید ...».

   سروان لبخند زد: «یعنی مشکوکه، ها؟».

   سرباز گفت: «بله، قربان!». .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، حسینعلی جعفری ، داستانک ، همشهری داستان ، همشهری ، مگسک ،

شمار برگه ها (جستارهای دیگر را در این برگه ها بیابید): 8 1 2 3 4 5 6 7 ...
Share |