شنبه 17 اسفند 1387
بچه مردم (جلال آل احمد)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
بچه مردم
نویسنده: جلال آل احمد
نگاره ای از چهره ی نویسنده
خوب من چه میتوانستم بكنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد. بچه كه مال خودش نبود. مال شوهر قبلیام بود، كه طلاقم داده بود، و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر كس دیگری جای من بود چه میكرد؟ خوب منهم میبایست زندگی میكردم. اگر این شوهرم هم طلاقم میداد چه میكردم؟ ناچار بودم بچه را یك جوری سر به نیست كنم. یك زن چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری بفكرش نمیرسید، نه جائی را بلد بودم، نه راه و چارهای میدانستم. نه اینكه جائی را بلد نبودم. میدانستم میشود بچه را بشیرخوارگاه گذاشت یا بخراب شده دیگری سپرد. ولی .....
برچسب ها:
داستان کوتاه پارسی زبان ،
جلال آل احمد ،
تبلیغات 
