پنجشنبه 29 اسفند 1387
از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه (آنتون پاولوویچ چخوف)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: رضا آذرخشی - هوشنگ رادپور
نگاره ای از چهره ی نویسنده
۱۳ اکتبر
خیلی خوشحالم . . .بالاخره به کوری چشم دشمنان در کوچه ی من هم عید شد!
باورم نمی شد .حتی به چشم های خودم هم اعتماد ندارم .از صبح زود در مقابل پنجره ی اتاقم مرد قد بلند مو مشکی و چشم و ابرو سیاهی مرتبا قدم می زند.
سبیل هایش عالی است! . . .امروز پنجمین روزی است که از صبح زود تا اوایل شب مرتبا جلوی پنجره ی اتاق من قدم می زند و پیوسته نگاه می کند .من چنین وانمود می کنم که متوجه او نیستم.
۱۵ اکتبر
امروز از صبح باران سیل آسایی می بارید. .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
رضا آذرخشی ،
هوشنگ رادپور ،
داستان کوتاه خارجی ،
پنجشنبه 22 اسفند 1387
مائرا (ارنست همینگوی)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
مائرا
نویسنده: ارنست همینگوی
نگاره ای از چهره ی نویسنده
مائرا بی حركت دراز كشیده بود. سرش روی بازوانش بود و صورتش توی شنها. در محلی كه خون از بدنش بیرون می زد، سوزش و درد داشت. هر بار نزدیك شدن شاخ گاو را احساس میكرد. گاهی گاو فقط كله میزد . یكبار شاخ تا ته در بدنش فرو رفت و مائرا احساس كرد شاخ تا توی شنها فرو میرود . یكی دم گاو را كشید و بقیه حیوان وحشی رابه باد لعن ونفرین گرفته بودند وهی شنل قرمز را جلوی رویش تكان می دادند. بالاخره گاو دست كشید و رفت. عدهای مائرا را بلند كردند و دوان دوان به طرف حفاظ دور میدان بردند و از خروجی مخصوص پیچیدند توی راهروی زیر جایگاه سرپوشیده و به طرف درمانگاه رفتند.....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
ارنست همینگوی ،
شاهین بازیل ،
داستان کوتاه خارجی ،
یکشنبه 18 اسفند 1387
آن آخرین کلمه (دیمن نایت)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
آن آخرین کلمه
نویسنده: دیمن نایت
برگردان: آرمان سلاح ورزی، محمدرضا قربانی
خوش دارم این طور فکر کنم که اولین کلمه، «آخ!» بود. یک نفر آدمِ غارنشین که تلاش میکرد به سنگی یک جور شکل بهتر بدهد، داشت با سنگ دیگری میکوبید روش که سنگ از دستش در رفت و خورد رو شستاش– و حالا این خدمت شما: زبان. من بدجور تحت تاثیر این حقایق بیفایده و غیرقابل تأییدم. اولین سگ را در نظر بگیرید. او، مطمئنم که یک گرگِ باهوش، اما بزدل بوده که یک انسان اولیه را ترسانده و مجبورش کرده پارهسنگی، چیزی، طرفاش پرتاب کند.....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
دیمن نایت ،
آرمان سلاح ورزی ،
محمد رضا قربانی ،
داستان کوتاه خارجی ،
تبلیغات 
