قلقلک (عزیز نسین)
قلقلک
از کتاب: قلقلک
نویسنده: عزیز نسین
برگردان: رضا همراه
نگاره ای از چهره ی نویسنده
دهانه ی معدن را از بالا که نگاه می کردی یک پرتگاه بود و از پایین که تماشا می کردی چون دیوی خشمگین و عصبانی به نظر می آمد.
سنگ های نوک تیز زیر نور خورشید مانند تبری که طرف تیزش را رو به آفتاب گذاشته باشند چنان برق می زد که چشم را خیره می کرد ...
طرف دیگر سنگ ها که در قسمت سایه قرار داشت تصویر اشباح و شیاطین را در شب های سرد و تاریک مجسم می ساخت. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
عزیز نسین ،
رضا همراه ،
قلقلک ،
داستان کوتاه خارجی ،
یک دست و دو هندوانه (آنتون پاولوویچ چخوف)
یک دست و دو هندوانه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
ساعت دیواری، ظهر را اعلام کرد. سرگرد شچلکولوبف (1)، مالک هزار جریب زمین زراعتی و یک همسر جوان، کلة نیمه طاس خود را از زیر شمد چیتی درآورد و بلندبلند ناسزا گفت. دیروز،هنگامی که از کنار آلاچیق رد میشد، صدای زن جوان خود، کارولینا کارلونا را با جفت گوشهایش شنیده بود که با لحنی به مراتب مهربانتر و خودمانیتر از معمول، با پسر عموی تازهواردش گرم گفتوگو بود. او شوهر خود را « گوساله» مینامید و میکوشید ثابت کند که .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه (آنتون پاولوویچ چخوف)
از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: رضا آذرخشی - هوشنگ رادپور
نگاره ای از چهره ی نویسنده
۱۳ اکتبر
خیلی خوشحالم . . .بالاخره به کوری چشم دشمنان در کوچه ی من هم عید شد!
باورم نمی شد .حتی به چشم های خودم هم اعتماد ندارم .از صبح زود در مقابل پنجره ی اتاقم مرد قد بلند مو مشکی و چشم و ابرو سیاهی مرتبا قدم می زند.
سبیل هایش عالی است! . . .امروز پنجمین روزی است که از صبح زود تا اوایل شب مرتبا جلوی پنجره ی اتاق من قدم می زند و پیوسته نگاه می کند .من چنین وانمود می کنم که متوجه او نیستم.
۱۵ اکتبر
امروز از صبح باران سیل آسایی می بارید. .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
رضا آذرخشی ،
هوشنگ رادپور ،
داستان کوتاه خارجی ،
گنج (جلال آل احمد)
گنج
از کتاب: دید و بازدید
نویسنده: جلال آل احمد
نگاره ای از چهره ی نویسنده
«ننه جون شما هیچ کدوم یادتون نمیآدش . منو تازه دو سه سال بود به خونه شوور فرستاده بودن. حاج اصغرمو تازه از شیر گرفته بودم و رقیه رو آبستن بودم ...»
خاله این طور شروع کرد. یکی از شب های ماه رمضون بود که او به منزل ما آمده بود و پس از افطار ، معصومه سلطان ، قلیان کدویی گردویی گردن دراز ما را - که شب های روضه ، توی مجلس بسیار تماشایی است - برای او آتش کرده بود ؛ و او در حالی که نی قلیان را زیر لب داشت ، این گونه ادامه می داد : .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
جلال آل احمد ،
دید و بازدید ،
مائرا (ارنست همینگوی)
مائرا
نویسنده: ارنست همینگوی
نگاره ای از چهره ی نویسنده
مائرا بی حركت دراز كشیده بود. سرش روی بازوانش بود و صورتش توی شنها. در محلی كه خون از بدنش بیرون می زد، سوزش و درد داشت. هر بار نزدیك شدن شاخ گاو را احساس میكرد. گاهی گاو فقط كله میزد . یكبار شاخ تا ته در بدنش فرو رفت و مائرا احساس كرد شاخ تا توی شنها فرو میرود . یكی دم گاو را كشید و بقیه حیوان وحشی رابه باد لعن ونفرین گرفته بودند وهی شنل قرمز را جلوی رویش تكان می دادند. بالاخره گاو دست كشید و رفت. عدهای مائرا را بلند كردند و دوان دوان به طرف حفاظ دور میدان بردند و از خروجی مخصوص پیچیدند توی راهروی زیر جایگاه سرپوشیده و به طرف درمانگاه رفتند.....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
ارنست همینگوی ،
شاهین بازیل ،
داستان کوتاه خارجی ،
آن آخرین کلمه (دیمن نایت)
آن آخرین کلمه
نویسنده: دیمن نایت
برگردان: آرمان سلاح ورزی، محمدرضا قربانی
خوش دارم این طور فکر کنم که اولین کلمه، «آخ!» بود. یک نفر آدمِ غارنشین که تلاش میکرد به سنگی یک جور شکل بهتر بدهد، داشت با سنگ دیگری میکوبید روش که سنگ از دستش در رفت و خورد رو شستاش– و حالا این خدمت شما: زبان. من بدجور تحت تاثیر این حقایق بیفایده و غیرقابل تأییدم. اولین سگ را در نظر بگیرید. او، مطمئنم که یک گرگِ باهوش، اما بزدل بوده که یک انسان اولیه را ترسانده و مجبورش کرده پارهسنگی، چیزی، طرفاش پرتاب کند.....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
دیمن نایت ،
آرمان سلاح ورزی ،
محمد رضا قربانی ،
داستان کوتاه خارجی ،
تبلیغات 
