تبلیغات
داستان کوتاه ..... ..... ..... ..... ..... ..... ..... داستان کوتاه - مطالب ابر خردنامه همشهری
سه شنبه 20 مهر 1389

بدزخم (اعظم ایرانشاهی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،اعظم ایرانشاهی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بدزخم
نویسنده: اعظم ایرانشاهی


    دکتر می گوید دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را تنگ کرده بودی
    دندانم مقاومت می کند، لثه ام هم. نمی خواهند از هم جدا شوند، بعد این همه سال ریشه دواندن و همسایه بازی... . .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، اعظم ایرانشاهی ، خردنامه همشهری ، همشهری ، بدزخم ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

سه شنبه 20 مهر 1389

حسابدار (علی به پژوه)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،علی به پژوه ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حسابدار
نویسنده: علی به پژوه


    دیگر برای حساب کردن چیزی برایش باقی نمانده بود؛ جز گلوله های تفنگش که سه تا بود و یکی اش هم کار را راه می انداخت.


برگرفته از: خردنامه همشهری - ویژه نامه داستان - همشهری داستان (کتاب هشتم) - خردادماه 1389

حروف‌چین: ام اچ پی



برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، علی به پژوه ، خردنامه همشهری ، همشهری ، حسابدار ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

پنجشنبه 17 تیر 1389

ایستگاه (زهره تمیم داری)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،زهره تمیم داری ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایستگاه

نویسنده: زهره تمیم داری


   خیلی خوشحال شدم وقتی رسیدم ایستگاه و دسته گل رز صورتی را جلوی صورتش دیدم. عشق باید کلاسیک باشد. با آداب و رسوم کامل این را خودم چند بار به اش گفته بودم.

    من دستکش تور داشتم و او یک کت و شلوار فاستونی با یک گل کوچک روی سنجاق کراوات. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، زهره تمیم داری ، خردنامه همشهری ، همشهری ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

چهارشنبه 16 تیر 1389

باز و بسته (مونا تاروردی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،مونا تاروردی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باز و بسته

نویسنده: مونا تاروردی


   بهار است. دست کوچکم در دست مادر، راه می رویم و گل های حیاط را تماشا می کنیم. به یکی از گل ها که می رسیم، می ایستد، خم می شود و می گوید: «این گل میمونه. نگا کن...». انگشت شست و سبابه اش را دو طرف گلبرگ ها می گذارد و کمی که فشار می دهد دهان میمون باز و بسته می شود. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، مونا تاروردی ، خردنامه همشهری ، همشهری ، باز و بسته ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

سه شنبه 15 تیر 1389

زاویه دید (نسیم صباغان)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،داستانک ،نسیم صباغان ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زاویه دید

نویسنده: نسیم صباغان


   پدر مگسک تفنگ را روی کبوتر تنظیم کرد و آن را دست پسرش داد: «اگه بتونی اون جوجه کبوتر رو بزنی همین امشب برات یک تفنگ می خرم که مال خودت باشه». پسربچه تمام حواسش را جمع کرد و شلیک کرد. تیر به خطا رفت و جوجه کبوتر از روی شاخه پرید. مرد دستی به پشت پسر زد: «نه! هنوز بزرگ نشدی». .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، داستانک ، نصیم صباغان ، خردنامه همشهری ، همشهری ، زاویه دید ، داستان کوتاه فارسی ، داستان کوتاه ایرانی ،

Share |