تبلیغات
داستان کوتاه ..... ..... ..... ..... ..... ..... ..... داستان کوتاه - مطالب ابر ارنست همینگوی
چهارشنبه 6 خرداد 1388

پیرمرد بر سر پل (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پیرمرد بر سر پل

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: احمد گلشیری

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

 پیرمردی با عینکی دوره فلزی و لباس خاک آلود کنار جاده نشسته بود. روی رودخانه پلی چوبی کشیده بودند و گاریها، کامیونها، مردها، زنها و بچه ها از روی آن می گذشتند. گاریها که با قاطر کشیده می شدند، به سنگینی از شیب ساحل بالا می رفتند، سربازها پره چرخ ها را می گرفتند و آنها را به جلو می راندند. کامیون ها به سختی به بالا می لغزیدند و دور می شدند و همه پل را پشت سر می گذاشتند. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، احمد گلشیری ، داستان کوتاه خارجی ،

پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388

مشت زن حرفه ای (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مشت زن حرفه ای

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: شاهین بازیل

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

 نیک بلند شد. چیزی‌اش نشده بود. به چراغ‌های آخرین واگن قطار که روی خط آهن قوسی را می‌پیمود و از دید خارج می‌شد، نگاه کرد. دو طرف خط آهن آب بود و بعد از آب، مرداب پوشیده از کاج‌های سیاه.

 زانویش را لمس کرد. شلوارش پاره شده بود و پوست روی زانویش ورآمده بود. دست‌هایش خراشیده شده و زیر ناخن‌هایش پر از دانه‌های ماسه و خرده چوب‌های نیم سوخته بود. به آن‌طرف ریل‌ها رفت، از شیب کوتاه پایین آمد و به آب رسید و دست‌هایش را شست. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، شاهین بازیل ، داستان کوتاه خارجی ،

سه شنبه 15 اردیبهشت 1388

دگرگونی دنیا (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دگرگونی دنیا

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: احمد گلشیری

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

 مرد گفت: «خب، یه چیزی بگو.»

 دختر گفت: «نه، نمی‌تونم.»

 - «منظورت اینه که نمی‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟»

 دختر گفت: «نمی‌تونم. منظورم همینه.»

 - «منظورت اینه که نمی‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟»

 دختر گفت: «آره، هر جور دوست داری برداشت کن.»

 - «نمی‌خوام هر جور دوست دارم برداشت کنم. کاش می‌خواستم.»

 دختر گفت: «تو خیلی وقته برداشتت رو کرده ا‌ی.» .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، احمد گلشیری ، داستان کوتاه خارجی ،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1388

اردوگاه سرخ پوستان (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اردوگاه سرخ پوستان

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: شاهین بازیل

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

 کنار ساحل دریاچه قایق پارویی دیگری هم پهلو گرفته بود. دو نفر سرخ‌پوست منتظر ایستاده بودند. نیک و پدرش در پاشنه ی قایق نشستند و سرخ‌پوست‌ها قایق را از ساحل هل دادند به طرف دریاچه و یکی از آن‌ها پرید تو تا پارو بزند. عمو جرج هم در پاشنه ی قایق پارویی اردوگاه نشست. سرخ‌پوست جوان آن را هم هل داد و پرید تو، تا برای عمو جورج پارو بزند.

 قایق‌ها در تاریکی شب روانه ی دریاچه شدند. نیک، در هوای مه‌آلود، صدای پاروی قایقی دیگر را که از آن‌ها خیلی جلوتر بود، می‌شنید. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، شاهین بازیل ، داستان کوتاه خارجی ،

جمعه 11 اردیبهشت 1388

جای دنج تمیز و پر نور (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جای دنج تمیز و پر نور

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: بهناز عباسی

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

دیروقت‌ بود و همه‌ كافه‌ را ترك‌ كرده‌ بودند، جز پیرمرد كه‌ در سایه‌ای‌ كه‌برگ‌های‌ درخت‌ در زیرِ نورِ چراغ‌ برق‌ ساخته‌ بودند نشسته‌ بود. در طول‌ روزخیابان‌ خاك‌آلود بود ولی‌ در شب‌ شبنم‌ گرد و غبار را فرو می‌نشاند و پیرمرددوست‌ داشت‌ تا دیروقت‌ بنشیند، چون‌ گوشش‌ سنگین‌ بود و حالا در شب‌ كه‌همه‌جا آرام‌ بود تفاوت‌ را حس‌ می‌كرد. دو پیش‌خدمت‌ِ كافه‌ می‌دانستند كه‌ اوكمی‌ مست‌ است‌ و با این‌كه‌ مشتری‌ خوبی‌ بود می‌دانستند كه‌ اگر زیاد بنوشدپولی‌ نمی‌پردازد و می‌رود و برای‌ همین‌ مراقبش‌ بودند و نگاهش‌ می‌كردند. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، بهناز عباسی ، داستان کوتاه خارجی ،

یکشنبه 30 فروردین 1388

گربه زیر باران (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گربه زیر باران

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: احمد گلشیری

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

تنها دو آمریکایی در هتل بودند. هیچ‌کدام از آدم‌هایی را که توی پلکان، در سر راه خود به اتاق‌شان یا موقع برگشتن از آن، می‌دیدند نمی‌شناختند. اتاق‌شان در طبقۀ دوم رو به دریا بود. اتاق در عین حال رو به باغ ملی و بنای یادبود جنگ قرار داشت. توی باغ ملی نخل‌های بلند و نیمکت‌های سبز دیده می‌شد. هوا که خوب بود همیشه یک با سه‌پایه‌اش در آنجا حضور داشت. نقاش‌ها از نحوه‌ای که نخل‌ها قد کشیده بودند و از رنگ‌های براق هتل‌های رو به باغ ملی و دریا خوش‌شان می‌آمد. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، احمد گلشیری ، داستان کوتاه خارجی ،

جمعه 28 فروردین 1388

ده تا سرخ پوست (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ده تا سرخ پوست

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: سیروس طاهباز

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

« چهارم ژوئیه‌»‌ بود و نیک (Nick) شب، دیر وقت، با ارابه ی جو گارنر(Joe Garner) و خانواده‌اش به خانه برمی‌گشت که توی راه از کنار نه تا سرخ‌پوست مست گذشتند. یادش بود که نه تا بودند چون جو گارنر که در هوای گرگ‌ومیش ارابه می‌راند دهانه ی اسب‌ها را کشیده بود و پائین پریده بود و سرخ‌پوستی را از کنار شیار چرخ بیرون کشیده بود. سرخ‌پوست خوابیده بود و صورتش روی خاک بود. جو سرخ‌پوست را کشید کنار بوته‌ها و برگشت به ارابه. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، سیروس طاهباز ، داستان کوتاه خارجی ،

پنجشنبه 22 اسفند 1387

مائرا (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مائرا

نویسنده: ارنست همینگوی

                نگاره ای از چهره ی نویسنده

مائرا بی حركت دراز كشیده بود. سرش روی بازوانش بود و صورتش توی شن‌ها. در محلی كه خون از بدنش بیرون می زد، سوزش و درد داشت. هر بار نزدیك شدن شاخ گاو را احساس می‌كرد. گاهی گاو فقط كله می‌زد . یك‌بار شاخ تا ته در بدنش فرو رفت و مائرا احساس كرد شاخ تا توی شن‌ها فرو می‌رود . یكی دم گاو را كشید و بقیه حیوان وحشی رابه باد لعن ونفرین گرفته بودند وهی شنل قرمز را جلوی رویش تكان می دادند. بالاخره گاو دست كشید و رفت. عده‌ای مائرا را بلند كردند و دوان دوان به طرف حفاظ دور میدان بردند و از خروجی مخصوص پیچیدند توی راهروی زیر جایگاه سرپوشیده و به طرف درمانگاه رفتند.....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، شاهین بازیل ، داستان کوتاه خارجی ،

Share |