تبلیغات
داستان کوتاه ..... ..... ..... ..... ..... ..... ..... داستان کوتاه - مطالب ابر احمد گلشیری
سه شنبه 12 مرداد 1389

آنیوتا (آنتون پاولوویچ چخوف)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،آنتون پاولوویچ چخوف ،احمد گلشیری ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آنیوتا
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: احمد گلشیری



  استپان‌ كلوچكف‌، دانشجوی‌ سال‌ سوم‌، توی‌ ارزان‌ترین‌ اتاق‌ یك‌مجتمع‌ بزرگ‌ آپارتمانی‌ مبله‌ می‌رفت‌ و می‌آمد و سرگرم‌ حاضر كردن‌درس‌ آناتومی‌ بود. دهانش‌ خشك‌ شده‌ بود و پیشانی‌اش‌ از فرط تلاش‌بی‌وقفه‌ برای‌ به‌ خاطر سپردن‌ مطالب‌ به‌ عرق‌ افتاده‌ بود.
   هم‌اتاقش‌، آنیوتا، دختری‌ بیست‌ و پنج‌ساله‌، سبزه‌، ریزاندام‌،لاغر، رنگپریده‌ با چشمان‌ خاكستری‌ روشن‌، جلو پنجره‌ای‌ نشسته‌ بودكه‌ شیشه‌هایش‌ را نقش‌ و نگار شبنم‌های‌ یخزده‌ پوشانده‌ بود. پشتش‌را خم‌ كرده‌ بود و با نخ‌ قرمز یقه‌ پیراهن‌ مردی‌ را برودری‌دوزی‌می‌كرد. در كارش‌ عجله‌ای‌ نشان‌ نمی‌داد. ساعت‌ دیواری‌ راهروخواب‌آلود دو ضربه‌ نواخت‌. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، آنتون پاولوویچ چخوف ، Anton Pavlovich Chekhov ، احمد گلشیری ، تارنمای جن و پری ، داستان کوتاه خارجی ، آنیوتا ،

چهارشنبه 6 خرداد 1388

پیرمرد بر سر پل (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پیرمرد بر سر پل

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: احمد گلشیری

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

 پیرمردی با عینکی دوره فلزی و لباس خاک آلود کنار جاده نشسته بود. روی رودخانه پلی چوبی کشیده بودند و گاریها، کامیونها، مردها، زنها و بچه ها از روی آن می گذشتند. گاریها که با قاطر کشیده می شدند، به سنگینی از شیب ساحل بالا می رفتند، سربازها پره چرخ ها را می گرفتند و آنها را به جلو می راندند. کامیون ها به سختی به بالا می لغزیدند و دور می شدند و همه پل را پشت سر می گذاشتند. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، احمد گلشیری ، داستان کوتاه خارجی ،

سه شنبه 15 اردیبهشت 1388

دگرگونی دنیا (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دگرگونی دنیا

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: احمد گلشیری

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

 مرد گفت: «خب، یه چیزی بگو.»

 دختر گفت: «نه، نمی‌تونم.»

 - «منظورت اینه که نمی‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟»

 دختر گفت: «نمی‌تونم. منظورم همینه.»

 - «منظورت اینه که نمی‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟»

 دختر گفت: «آره، هر جور دوست داری برداشت کن.»

 - «نمی‌خوام هر جور دوست دارم برداشت کنم. کاش می‌خواستم.»

 دختر گفت: «تو خیلی وقته برداشتت رو کرده ا‌ی.» .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، احمد گلشیری ، داستان کوتاه خارجی ،

یکشنبه 30 فروردین 1388

گربه زیر باران (ارنست همینگوی)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه بیگانه زبان ،ارنست همینگوی ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گربه زیر باران

نویسنده: ارنست همینگوی

برگردان: احمد گلشیری

                                        نگاره ای از چهره ی نویسنده

تنها دو آمریکایی در هتل بودند. هیچ‌کدام از آدم‌هایی را که توی پلکان، در سر راه خود به اتاق‌شان یا موقع برگشتن از آن، می‌دیدند نمی‌شناختند. اتاق‌شان در طبقۀ دوم رو به دریا بود. اتاق در عین حال رو به باغ ملی و بنای یادبود جنگ قرار داشت. توی باغ ملی نخل‌های بلند و نیمکت‌های سبز دیده می‌شد. هوا که خوب بود همیشه یک با سه‌پایه‌اش در آنجا حضور داشت. نقاش‌ها از نحوه‌ای که نخل‌ها قد کشیده بودند و از رنگ‌های براق هتل‌های رو به باغ ملی و دریا خوش‌شان می‌آمد. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، ارنست همینگوی ، احمد گلشیری ، داستان کوتاه خارجی ،

Share |