تبلیغات
داستان کوتاه ..... ..... ..... ..... ..... ..... ..... داستان کوتاه - مطالب جلال آل احمد
دوشنبه 14 اردیبهشت 1388

گلدسته و فلک (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گلدسته و فلک

نویسنده: جلال آل احمد

                نگاره ای از چهره ی نویسنده

 بدیش این بود که گلدسته‌های مسجد بدجوری هوس بالارفتن را به کله ی آدم می‌زد. ما هیچ کدام کاری به کار گلدسته‌ها نداشتیم؛ اما نمی‌دانم چرا مدام توی چشم‌مان بودند. توی کلاس که نشسته بودی و مشق می‌کردی یا توی حیاط که بازی می‌کردی و مدیر مدام پاپی می‌شد و هی داد می‌زد که «اگه آفتاب می‌خوای این ور، اگه سایه می‌خوای اون ور.»

 و آن وقت از آفتاب که به سمت سایه می‌دویدی یا از سایه به طرف آفتاب، باز هم گلدسته‌ها توی چشمت بود. یا وقتی عصرهای زمستان می‌خواستی آفتابه را آب کنی و ته حیاط، جلوی ردیف مستراح‌ها را در یک خط دراز بپاشی تا .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، جلال آل احمد ،

جمعه 21 فروردین 1388

دو مرده (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دو مرده

از کتاب: دید و بازدید

نویسنده: جلال آل احمد

                                       نگاره ای از چهره ی نویسنده

شما هم اگر آن روز صبح از خیابان باریکی که باب همایون را به ناصرخسرو وصل می کند می گذشتید، حتماً لاشه ی او را می دیدید. کنار جوی آب، نزدیک هشتی گودی که سه در خانه در آن باز می شود، افتاده بود. یک دست و یک پایش هنوز توی جوی آب بود. و مردم دور او جمع شده بودند و پرحرفی می کردند.

دو نفر پاسبان، با دو ورق کاغذ بزرگ، از راه رسیدند و مردم را کنار زدند. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، جلال آل احمد ، دید و بازدید ،

سه شنبه 18 فروردین 1388

گلدان چینی (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گلدان چینی

از کتاب: دید و بازدید

نویسنده: جلال آل احمد

                                   نگاره ای از چهره ی نویسنده

اتوبوس پر شد و راه افتاد. آخرین نفری که سوار شد یک گلدان چینی عتیقه و گران بها در دست و از روی احتیاط در حالی که سعی می کرد تعادل خود را حفظ کند به طرف عقب ماشین رفت.

مردم عقب اتوبوس جا به جا شدند و این نفر پنجمی را به زور جا دادند. .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، جلال آل احمد ، دید و بازدید ،

پنجشنبه 13 فروردین 1388

دید و بازدید عید (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دید و بازدید عید

از کتاب: دید و بازدید

نویسنده: جلال آل احمد

                                   نگاره ای از چهره ی نویسنده

- سلام. حضرت آقای استاد تشریف دارند؟ بفرمایید فلانی است.

- ...

صدای استاد از داخل اتاق بلند شد و از حیاط گذشت که با صدای کشیده می گفت: «آقای ... بفرمایید تو ... کلبه ی ... در ... ویشی ... که صاحب و دربون ... نداره.»

- به به ! سلام آقای من ! گل آوردی؛ لطف کردی؛ بیا جانم ! بیا بنشین پهلوی من و از آن بهاریه های عالی که همراه داری برای .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، جلال آل احمد ، دید و بازدید ،

سه شنبه 27 اسفند 1387

جشن فرخنده (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جشن فرخنده

نویسنده: جلال آل احمد

                نگاره ای از چهره ی نویسنده

ظهر كه از مدرسه برگشتم بابام داشت سرحوض وضو می‌گرفت، سلامم توی دهانم بود كه باز خورده فرمایشات شروع شد:

- بیا دستت را آب بكش، بدو سر پشت‌بون حوله‌ی منو بیار.

عادتش این بود. چشمش كه به یك كداممان می‌افتاد شروع می‌كرد، به من یا مادرم یا خواهر كوچكم. دستم را زدم توی حوض كه ماهی‌ها در رفتند و پدرم گفت:

- كره خر! یواش‌تر .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، جلال آل احمد ،

دوشنبه 26 اسفند 1387

گنج (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گنج

از کتاب: دید و بازدید

نویسنده: جلال آل احمد

                                   نگاره ای از چهره ی نویسنده

«ننه جون شما هیچ کدوم یادتون نمیآدش . منو تازه دو سه سال بود به خونه شوور فرستاده بودن. حاج اصغرمو تازه از شیر گرفته بودم و رقیه رو آبستن بودم ...»

خاله این طور شروع کرد. یکی از شب های ماه رمضون بود که او به منزل ما آمده بود و پس از افطار ، معصومه سلطان ، قلیان کدویی گردویی گردن دراز ما را - که شب های روضه ، توی مجلس بسیار تماشایی است - برای او آتش کرده بود ؛ و او در حالی که نی قلیان را زیر لب داشت ، این گونه ادامه می داد : .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، جلال آل احمد ، دید و بازدید ،

شنبه 17 اسفند 1387

بچه مردم (جلال آل احمد)

   پدید آورنده جستار: M M M    وابسته به جستار :داستان کوتاه پارسی زبان ،جلال آل احمد ،

فرستادن به کلوب فرستادن به 100 درجه کلوب دات کام این جستار را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بچه مردم

نویسنده: جلال آل احمد

                نگاره ای از چهره ی نویسنده

خوب من چه می‌توانستم بكنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد. بچه كه مال خودش نبود. مال شوهر قبلی‌ام بود، كه طلاقم داده بود، و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر كس دیگری جای من بود چه میكرد؟ خوب منهم میبایست زندگی میكردم. اگر این شوهرم هم طلاقم میداد چه میكردم؟ ناچار بودم بچه را یك جوری سر به نیست كنم. یك زن چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری بفكرش نمیرسید، نه جائی را بلد بودم، نه راه و چاره‌ای میدانستم. نه اینكه جائی را بلد نبودم. میدانستم میشود بچه را بشیرخوارگاه گذاشت یا بخراب شده دیگری سپرد. ولی .....


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه پارسی زبان ، جلال آل احمد ،

Share |