لانه (فرانتس کافکا) - بخش نخست
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: مسعود رجب نیا
(به دلیل حجیم بودن داستان در سه بخش نگاشته شده است)
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
Franz Kafka ،
مسعود رجب نیا ،
وب گاه دیباچه ،
دیوار چین ،
لانه ،
داستان کوتاه خارجی ،
لانه (فرانتس کافکا) - بخش دوم
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: مسعود رجب نیا
(پیش از این، بخش نخست را بخوانید)
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
Franz Kafka ،
مسعود رجب نیا ،
وب گاه دیباچه ،
دیوار چین ،
لانه ،
داستان کوتاه خارجی ،
لانه (فرانتس کافکا) - بخش سوم
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: مسعود رجب نیا
(پیش از این، بخش دوم را بخوانید)
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
Franz Kafka ،
مسعود رجب نیا ،
وب گاه دیباچه ،
دیوار چین ،
لانه ،
داستان کوتاه خارجی ،
لاشخور (فرانتس کافکا)
لاشخور
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: سید سعید فیروزآبادیلاشخور به پاهایم نوك میزد. پوتینها و جورابهایم را پاره كرده بود و به خود پاهایم نوك میزد. یكسره ضربه میزد، بعد با ناآرامی چندبار در هوا پیرامونم چرخی میزد و به كارش ادامه میداد. مردی از كنارم گذشت، لحظهای به من نگریست و پرسید كه چرا در برابر این لاشخور صبر پیشه كرده ام. گفتم: «بی دفاعم. لاشخور به سراغم آمد و شروع به نوك زدن كرد، میخواستم او را برانم، حتی كوشیدم خرخره اش را بگیرم؛ اما خیلی قوی است، میخواست به صورتم بپرد. من هم با رضایت كامل پاهایم را فدا كردم. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
سید سعید فیروزآبادی ،
داستان کوتاه خارجی ،
دهکده ی بعدی (فرانتس کافکا)
دهکده ی
بعدی
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: بابک احمدی
پدربزرگم همیشه میگفت: «زندگی جور گیجکنندهای کوتاه است. به گذشته که نگاه میکنم، زندگی آنقدر به نظرم کوتاه میآید که به زحمت میتوانم بفهمم، چهطور ممکن است، مرد جوانی - برای مثال میگویم - تصمیم بگیرد به طرف دهکده ی بعدی بتازد، ولی نترسد که - گذشته از حوادث بین راه - مهلت همین زندگی معمولی خوش و خرم، بارها کوتاهتر از زمانی باشد که برای چنین سفری لازم است.»
برگرفته از کتاب: تردید -
نشر مرکز
حروفچین: فریبا حاج
داییبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
بابک احمدی ،
داستان کوتاه خارجی ،
تردید ،
دهکده ی بعدی ،
دست بردار ! (فرانتس کافکا)
دست بردار
!
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: سید سعید فیروزآبادی
سحر بود و خیابانها پاكیزه و خلوت، در راه رفتن به ایستگاه راه آهن بودم. همین كه ساعت برج را با ساعتم مقایسه كردم، دریافتم كه از آنچه فكر میكردم، دیرتر شده بود. باید شتاب میكردم، هراس این كشف، مرا در ادامه ی راهم نامطمئن میساخت، هنوز شهر را خوب نمیشناختم، خوشبختانه پاسبانی در آن نزدیكی بود، به سویش دویدم و نفس نفس زنان نشانی را از او پرسیدم. تبسمی بر چهره اش نقش بست و گفت: «از من نشانی میپرسی؟» گفتم: «بله. آخر نمیتوانم آنجا را بیابم.» پاسبان گفت:« دست بردار، دست بردار!» بعد با جهشی بلند همچون كسانی كه میخواهند در تنهایی بخندند، از من روی گرداند.
برگرفته از: دنیای سخن -
شماره 84
حروفچین: شهاب
لنکرانیبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
سید سعید فیروزآبادی ،
داستان کوتاه خارجی ،
دنیای سخن ،
جلو قانون (فرانتس کافکا)
جلو قانون
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: صادق هدایتجلو قانون، پاسبانی دم در قدبرافراشته بود. یکمردِ دهاتی آمد و خواست که وارد قانون بشود؛ ولی پاسبان گفت که عجالتاً نمیتواند بگذارد که او داخل شود. آنمرد بهفکر فرورفت و پرسید: آیا ممکن است که بعد داخل شود. پاسبان گفت: «ممکن است؛ اما نه حالا.» پاسبان از جلو در که همیشه چهارطاق باز بود رد شد، و آن مرد خم شد تا درون آنجا را ببیند. پاسبان ملتفت شد، خندید و گفت: .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
صادق هدایت ،
داستان کوتاه خارجی ،
مجموعه ای از آثار صادق هدایت ،
جلو قانون ،
تبلیغات


