دوشنبه 19 اسفند 1387
جاودان (سید محمد علی جمال زاده)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
جاودان
نویسنده: سید محمد علی جمال زاده
نگاره ای از چهره ی نویسنده
جمعه بود و ادارات بسته. به رسم معهود به دیدن "یار دیرینه" رفتم. در اتاق دفترش كه در عین حال اتاق خوابش هم بود تك و تنها در مقابل میز تحریر لختی نشسته و ششدانگ در نخ تماشای پاشنه كشی بود كه در وسط میز افتاده بود. پس از سلام و علیك و خوش و بش مختصری مرا به حال خود گذاشت و از نو محو مناظره و معاینه مكاشفه آمیز پاشنه كش گردید.
با تعجب تمام نگاهی به پاشنه كش انداختم. پاشنه كشی بود مانند همه پاشنه كشها به خود گفتم بلكه عتیقه و دارای نقش و نگار قدیمی است و یا با خط میخی بر بدنه آن چیزی نوشته شده است. نزدیكتر رفتم و با دقت بیشتری نگاه كردم. دیدم كاملا معمولی است و ابدا چیزی كه شایسته توجه مخصوصی باشد در آن دیده نمیشود.....
برچسب ها:
داستان کوتاه پارسی زبان ،
سید محمد علی جمال زاده ،
شنبه 17 اسفند 1387
بچه مردم (جلال آل احمد)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
بچه مردم
نویسنده: جلال آل احمد
نگاره ای از چهره ی نویسنده
خوب من چه میتوانستم بكنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد. بچه كه مال خودش نبود. مال شوهر قبلیام بود، كه طلاقم داده بود، و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر كس دیگری جای من بود چه میكرد؟ خوب منهم میبایست زندگی میكردم. اگر این شوهرم هم طلاقم میداد چه میكردم؟ ناچار بودم بچه را یك جوری سر به نیست كنم. یك زن چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری بفكرش نمیرسید، نه جائی را بلد بودم، نه راه و چارهای میدانستم. نه اینكه جائی را بلد نبودم. میدانستم میشود بچه را بشیرخوارگاه گذاشت یا بخراب شده دیگری سپرد. ولی .....
برچسب ها:
داستان کوتاه پارسی زبان ،
جلال آل احمد ،
تبلیغات 
